صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٢
عزیز و آن کسانى که در کشاورزى مشغول کشاورزى هستند و آنها هم عزیز و همه ملت، بازارى، دانشگاهى، دانشجو، معلم، همه باید وجهه نظرمان را به آن مقصدى که داریم بکنیم، دنبال او، این مسائل را پیش بیاوریم، غفلت نکنیم از آن مسائل اصلى و برویم سراغ مسائل فرعى، این اصل از دست ما خواهد رفت.
نیاز به وقت و امکانات کافى براى ترمیم خرابکارىهاى گسترده رژیم طاغوت
آن که من مىفهمم اینست و آن که من مىخواهم از شما اینست که همه دست به هم بدهیم و این بار را به منزل برسانیم، حکومت مستقر وقتى پیدا شد، حکومت مستقر این کار را باید بکند. این امور یک امورى است که قانون باید برایش باشد. این قوانینى که تا حالا بوده طاغوتى است، اینها همهشان خرابکارى بوده. براى هر فردى قانون مىخواهد و این محتاج به این است که مجلس شورا پیدا بشود و مجلس شوراى خودتان، نه مجلس شوراى آریا مهرى یا فرض کنید که آمریکائى، مجلس شوراى خودتان، خودتان وکیل براى خودتان تعیین بکنید، اشخاص مطمئن، اشخاص ملى، اشخاصى که خدمتگزارند براى شما، تعیین بکنید و ما هم هر مقدار که مىتوانیم مطالب را به آنها بگوئیم وانشاءالله استقرار و دوره استقرار پیش بیاید، دوره استقرار که پیش بیاید آنوقت کشاورزى طرحها دارد، البته طرحش باید داده شود، مدارس باید، فرهنگ اصلاً باید منقلب بشود و یک جور تحولى پیدا بکنند، دادگسترى باید تحول پیدا بکند. همه اینها محتاج به تحول است منتها هرکداممان این نقطهاى را که در آن هستیم توجه به آن داریم، هر کس هم از هر جا مىآید همان مسائل منطقه خودشان را مىگویند و درست هم مىگویند، آنها هم درست مىگویند و الان وقتى اینجا نشستیم از اطراف مىآیند اینجا، بختیارىها مىآیند و مىگویند هیچ جا بدتر از محل ما نیست، هیچ نداریم، راست مىگویند. از طرف بلوچستان مىآیند و همین مطلب را مى گویند، از خراسان مىآیند همین مطلب را مىگویند، شما هم مىآئید مطلب را بگوئید و من صحیح مىدانم همه را.
اما وجه اینست که هر کدام منطقه خودتان را مىبینید و گرفتارى خودتان را. همه ملت گرفتارند، این خانه خرابها ملت را اصلاً خراب کردند، اینطور نیست که یک جا صحیح است و یک جا غیر صحیح همه باطل است لکن مهلت مىخواهد. بعضى وقتها مىآیند و مىگویند که فلان جا فقر و فلاکت است و چه هست، من مىپرسم که این فقر حالا پیدا شده یا از اول بوده، مىگویند نه، از اول بوده، مىگویم پس حالا چه مىگوئید که یکدفعه حمله مىکنید، خوب این فقرى بوده که سابق هم داشتید، آنوقت صدا در نمىآوردید، حالا مىگوئید، الان بده الان بده که نمىشود، خوب، باید درست بشود، کشاورزى درست بشود، کارخانهها راه بیفتد، اقتصاد ملت درست بشود، پول نفت دستشان بیاید (حالا پول نفت هم دستشان نیامده خوب حالا نفتش را دادهاند و پولشان را مىگیرند) باید اقتصاد درست بشود و وضع مملکت یک وضع مستقرى بشود، یک وضع قانونى بشود همه این مسائل انشاءالله حل مى شود.